WQ-En-logo
HomeMain MenuConditionTariffLibraryAboutContactpdf
WeQiu » Persian Cultural Journal. Last Update: 28 April, 2015
دنیای وارونه

ارتباط پورنوگرافی با ناتوانی جنسی مردان

ΝΔ

■ بدعت گذاری در بیولوژی جنسی، عامل مشکلات جنسی‌ست.

# نوشته: سید عامر هاشمی © ادامه مبحث طلاق.

موضوع ناتوانی جنسی مردان و ارتباط آن با دیدن صحنه‌های پورنوگرافی را بی مقدمه نمی‌توان مطرح کرد، زیرا برای وارد شدن به این مبحث، نیاز به دانستن بسیاری جزئیات هست؛ اما ما ناچاریم بی مقدمه به این بحث داخل شویم و شرح جزئیات را (اگر فرصتی باشد) در صفحات دیگر بیاوریم، زیرا بسبب کهولت سن و مشکلات جسمانی، و مطالعه و تحقیق، و شب زنده داری‌های فراوان جهت نویسندگی، ممکن است نتوانیم این مهم را بپایان برسانیم، و این تعجیل به همین سبب است.

PORNO

♫_ بدعت گذاری در بیولوژی جنسی، عامل مشکلات جنسی‌ست.

سرچشمه و منشأ مشکلات جنسی مردم جهان بسبب این باور غلط است که:

زن نیز باید مانند مرد ارضا شود و دچار انزال یا Female ejaculation گردد.

ما تا چند سال پیش که ماهواره نداشتیم، مثل شیر بیشه بودیم زیرا دلگرم بودیم به اینکه: بقدر کافی دانشمند در جهان هست که حقایق را بدانند و مردم را از آنها آگاه کنند، اما اکنون مثل زن بیوه هستیم که هیچ پشتوانه و پشتیبان ندارد؛ زیرا می‌بینیم که نه فقط هیچکس نیست که بداند و مردم را از حقیقت امر آگاه کند، بلکه حتی تلویزون بی بی سی انگلیسی نیز با داشتن آنهمه کارشناس، علت وفور طلاق را بسبب عدم ارضاء زنان، و عدم انزال آنان یا Female ejaculation می‌داند!

♫ جنس ماده در هنگام جفتگیری نیاز به رسیدن به مرحله شوتینگ ندارد.

این موجب بسی شرمندگیست، اما ما ناچاریم جانورشناسان و زیست شناسان جهان را یادآوری کنیم و بگوییم که: (در حالت طبیعی ـ در پستانداران)، جنس ماده از منظر بیولوژی، نیازمند انزال شدن نیست، و این جنس نر است که لازم است به مرحلهٌ انزال برسد و انزال (یا شوتینگ) صورت گیرد تا بتواند ماده را بارور سازد.
شما می‌دانید که (در انسان)، جنس ماده در بدو تولد، حدود هشتصد تخمک (یعنی اووم) دارد، که پس از رسیدن دختر به مرحلهٌ بلوغ، (خواه شوی کند یا نکند)، آن تخمکها یکان دوگان (بطور ماهیانه) وارد رحم می‌گردد، و چون سه هفته بگذرد و آن تخمک بارور نگردد، بطور طبیعی کورتاژ شده و دفع می‌شود؛ که این کورتاژ طبیعی را عادت شدن، یا قاعده شدن، و یا پریود شدن می‌نامند؛ و قاعدگی در دختران و زنان (در واقع) نوعی زایمان است که نامی از آن در اذهان نیست.

از منظر اکولوژی نیز جفتگیری (حتماً) باید هرچه سریع تر به اتمام برسد و نیمه تمام نمانَد، زیرا اگر طولانی باشد، ممکن است خطری برای آن دو جانور پیش آید که دفع آن میسر نباشد.
بطور مثال، نشخوارکنندگان بدین علت نشخوار می‌کنند که ناچارند (بسبب خطرات احتمالی)، بسرعت علف را بچینند و (بدون جویدن) ببلعند، و پس از چرا کردن، به مکانی امن بروند و علفهای بلعیده شده را (از معده دوم) به دهان بازگردانند و بجوند و به (معده سوم) بفرستند؛ و نشخوارٍ نشخوارکنندگان اهلی نیز بسبب غرایز طبیعی و اسبق آنان است.

گاو، با آنکه هزاران سال است که اهلی شده و طبعاً در هنگام چرا خطری او را تهدید نمی‌کند، باز هنوز نشخوار می‌کند زیرا در طبع و بیولوژی خود بدعتی ننهاده است. اما انسان، با بدعت نهادن و نوآوری‌های نابخردانه، طی قرون و اعصار گذشته، بارهای بار هستی خود را بمخاطره افکنده، و گاهی کار را بجایی رسانده که بکلی نابود شده است.
مثلاً سرخپوستان مایا که در آمریکای جنوبی ساکن بودند، نخستین مردمانی بودند که پورنوگرافی را ابداع کردند، ولی چون در آن زمان تکنولوژی نبود، آنان با نقاشی روی سنگها و یا ساختن مجسمه‌های زنان و مردانی که مشغول جماع بودند، صحنه‌های سکسی را بنمایش می‌نهادند. حتی ساک زدن (که در طبیعت بشر نیست) نیز از ابداعات آنهاست، و توسط اسپانیایی‌ها با اروپا رسید، لکن انتشار آن در 5 قرن اخیر، بسیار کند بود، و هنگامی که ویدئو و نوار VHS و سپس VCD و کامپیوتر و تلویزیونهای ماهواره‌ای پدید آمدند، این کردار زشت و خطرناک را یکباره در جهان منتشر و همگانی کردند.

Ο_ دینداران جهان، فقط مخالفت کردند!

دینداران جهان نیز در این میان فقط با پورنوگرافی (از منظر دینی) مخالفت کردند، و خطرات بیولوژیک آنرا ذکر نکردند؛ و نگفتند که دیدن پورنو، آدمیان را خطری عظیم دارد، و انسان را (دو دستی) به اهریمن می‌سپارد.

Off

■ نو آوری یا بدعت گذاری بیولوژیک در بدن چگونه رخ می‌دهد؟

# نوشته: سید عامر هاشمی © ادامه مبحث طلاق.

Reproductive

ایجاد تغییر در بدن، بسیار ساده ت از آنست که پنداشته شود؛ مثلاً اگر کسی ورزش کند، در بدن خود تغییر ایجاد کرده است؛ و یا استاد بنایی که کارش آجر چینی باشد، ناچار است هر آجری را که روی دیوار می‌چیند، با مشت بکوبد تا آن آجر در جای خود مستقر گردد، پس به مرور دستش قطور و سفت خواهد شد و در نتیجه، تغییر خواهد کرد.

تغییرات جنسی در بدن نیز بسیار ساده صورت می‌گیرند، زیرا مرد و زن از یک جنسند و اندامهای یکسان دارند، پس اگر بظاهر تفاوتی بین ایشان هست، بسبب تفاوت در هورمونهاست. مثلاً همچنانکه زن پستان دارد، مرد نیز دارد، و یا همان زهدان که در بدن زن هست، در بدن مرد نیز هست لکن رشد نمی‌کند، و همچنین است تا آخر.

بعلاوهٌ آنچه گفته شد، رشته‌های اعصاب جنسی انسان، (خواه مرد یا زن) از آخرین مهره‌های ستون فقرات منشعب می‌گردند و از دو سوی مقعد می‌گذرند تا به زهار برسند. بنا براین، اگر یک مردِ کامل و فاعل، مدتی از طریق مقعد تحریک جنسی شود، محل تحریک جنسی او تغییر خواهد کرد و به یک مرد مفعول بدل خواهد شد. (نگاه کنید به تصویر بالا)
اما اینک، دگرباشان موضوع بحث ما نیستند، بلکه داریم در مورد ناتوانی جنسی مردان حرف می‌زنیم، و اکنون (اگرچه بظاهر مشخص نباشد ولی) در حقیقت، به حساس ترین نکتهٌ این مبحث رسیده‌ایم، پس با دقت به این گفتار توجه کنید!

آنچه موجب ناتوانی جنسی مردان شده است، مرد شدن زنان آنهاست.

چنانکه در پارگراف پیشین گفتیم، زن و مرد اندام یکسان دارند، و تفاوت اندامها و احساساتشان، بسبب تفاوت در هورمونهای آنهاست؛ بنابراین، با تمرین و تلقین می‌توانند به یکدیر تبدیل شوند.
طی سی سال اخیر، سازندگان فیلمهای پورنو [که در فصل بعد پیرامون آن توضیح خواهیم داد] چنین به مردم تلقین کرده‌اند که زنها نیز [مانند مردها] باید ارضا شوند، و اغلب زنان، این موضوع موهن و بی اساس را باور کرده و پذیرفته‌ و این تغییر را در خود بوجود آورده‌اند؛ و منظور ما از مرد شدن زنان، همین است که: زنها تغییر کرده و بدل به مرد شده‌اند، و مقصود از [این تغییر] آنست که زنها (طی سی سالٍ گذشته) آموخته و عادت کرده‌اند که مانند مردها به نهایت شهوت، و به درجهٌ انزال برسند؛ و چون (بر مبنای قوانین طبیعت) لازم نیست که ماده به درجه انزال برسد، طبعاً ساختار اندام جنسی او مناسب انزال شدن ساخته نشده است؛ و چون مناسب نیست، رساندن او به نهایت شهوت، امری بسیار دشوار است؛ و به عبارتی، ارضاء کردن زن، کار یک نفر ـ دو نفر نیست!...پس طبعاً اختلاف پیش خواهد آمد؛ و در این میان، چه کسی متهم به ناتوانی جنسی خواهد بود؟... جواب، کاملاً روشن است.
اما چنین نیست که آن مردان مبرا باشند، زیرا این آشی‌ست که خود پخته‌اند و اکنون باید آنرا بچشند، و جور آن بکشند، و سکه‌ها بپردازند تا زنهایشان صرف عشرت سازند؛ و یا اینکه آن زنان بپذیرند که انزال، مختص نران است.

آنچه بالندگان باید بدانند اینست که زن، فاعل نیست و بطور طبیعی، نیاز به هیچگونه چالشی [خواه بدنی یا لفظی] ندارد، بنابراین می‌تواند روزی صد بار جماع دهد بی آنکه دانسته شود عنین هست یا نیست؛ و هر عاقلی این را می‌داند که [آخیش ـ اوفیش] گفتن نیز فقط لقلقهٌ زبان است و نشان هیچ واقعه‌ای نیست، و می‌تواند تصنعی باشد.

■ پورنوگرافی، قاتل عشق است.

# نوشته: سید عامر هاشمی © ادامه مبحث طلاق.

بشر [در جزئیات]، فرمت واحدی ندارد و هرکسی شخصیت خودش ر دارد که او را از آن (شخصیت) گریزی نیست.
[جز مردان و زنان کامل که هیچ نقشی را بازی نمی‌کنند]، باقی مردم، همگان بازیگرند و (در حقیقت) نقش مردان و زنان کامل را بازی می‌کنند، بنابراین ممکن است سالیان دراز با شخصی همدم باشید ولی شخصیت واقعی او را نشناسید، اما شناخت شخصیت افراد، چندان نیز دشوار نیست و شما می‌توانید با آزمونی ساده، هرکسی را که مایل هستید بشناسید.

بمنظور شناخت شخصیت واقعی هر فرد، کافیست که او را بشدت خشمگین کنید زیرا انسان در هنگام خشم، کنترل خودآگاه را بر ناخودآگاه خویش را از دست می‌دهد، و در آن حالت، هر حرفی بزند و هر کنش و واکنشی نشان دهد، با تصمیم ناخودآگاه (یعنی شخصیت واقعی) اوست؛ زیرا انسان، هنگامیکه بشدت خشمناک گردد، دیگر قادر به بازیگری نیست، پس شخصیت واقعی خویش را بروز خواهد داد، و مثل کسی که لخت شود، باطن او را برهنه و عریان خواهید یافت.

پس اگر یک شخصیت منطقی، در هنگام خشم نیز گفتار و کردار او از دایرهٌ منطق بیرون نشود، او دارای شخصیتی یگانه و کامل است، یعنی ظاهر و باطن او یکیست و نقش بازی نمی‌کند، و بزبان روانشناسی، او یک فرد (یک شخصیتی‌ست)؛ اما اگر گفتار و کردار او در قیاس با گفتار و کردار وی در حالت عادی بکلی متفاوت و متضاد باشد، او دارای دو یا چند شخصیت است.

ساده ترین حالت دوشخصیتی بودن آنست که نام دوستان را در حضور و در غیاب، دو گون خطاب کنند، مثلاً در حضور او بگویند: «حسین آقا» لکن در غیاب او بگویند: «حسین»؛ اما ممکن است این گفته پذیرفته نگردد زیرا می‌بینید که همگان همین گونه‌اند ولی این را نیز مد نظر داشته باشید که یکسان بودن همگان، دال بر سلامت آنان نیست. و اگر نیک بنگرید، (خیلی ـ خیلی بندرت) افراد (یک شخصیتی) را خواهید یافت که دوستان را در حضور و در غیاب، یکسان می‌خوانند؛ ولی اینگونه کسان، بسی نادرند چنانکه شاعر گوید: «ای من غلام آنکه دلش با زبان یکیست»، زیرا یکی از صفات یک شخصیتی‌ها (صداقت) است.

نمودار زیر را از سه زاویه می‌توان نگریست: یکی از زاویهٌ جنسی، و دوم از زاویهٌ انسانی، و سوم از هر دو زاویه.
اگر مردم جهان را به طناب یا زنجیری تشبیه کنیم که در یکسر آن زنان کامل، و در یکسر آن مردان کامل قرار داشته باشند، باقی آدمها در میان این دو جای می‌گیرند و طیف گسترده‌ای از میلیونها نوع مردم را پدید می‌آورند که دسته بندی آنها میسر نیست. و آنچه در میان آنان قابل تمیز است، گروهای پنجگانهٌ زنان کامل، و مردان کامل، و گروه میانی که خنثاست؛ و دگرباشان که خود به چند گروه منشعب می‌گردند؛ و فمنیست‌ها که خواهان برابری با مردان و داشتن استقلال هستند.

Male and Female

حال اگر جمعیت جهان را هفت میلیارد نفر فرض کنیم، تقریباً سه و نیم میلیارد زن، و سه و نیم میلیارد مرد خواهیم داشت، که در میان آنان، فقط صد میلیون زن کامل، و صد میلیون مرد کامل وجود دارند، که جمعاً دویست میلیون نفر بیش نیستند؛ الباقی شش میلیار و هشتصد میلیون نفر دردرجاتی بین زنانگی و مردانگی سرگردانند که رقمی بسیار بالاست.
تلرانس این آمار را 20 درصد محاسبه نمایید و تعداد خنثاها را نیز صد میلیون نفر فرض کنید.

ما در این مقاله، قصد نداریم که همهٌ زنها را به (زن کامل)، و یا همهٌ مردها را به (مرد کامل) بدل کنیم، و اگر چنین مقصودی نیز داشته باشیم، حتی اگر رئیس جهان باشیم، قادر به انجام چنین تغییری نخواهیم بود، زیرا این یک امر ژنتیک است و با اطلاع رسانی یا نصیحت، قابل علاج نیست. اما این تفاوتها، یک حقیقت است و بشر ناگزیر از پذیرش آن؛ و دانستن آن، خالی از فایده نیست، زیرا آنانکه در درجاتی از زنانگی یا مردانگی قرار دارند، اگر مایل به تغییر خود باشند و اراده کنند، طبعاً خواهند توانست تا حد زیادی خویشتن را به مقام انسانی، نزدیک سازند؛ و سود دیگر این نمودار آنست که دانسته می‌شود که چرا زور بدی بیشتر است، و چرا با آنکه آدمیان دم از عقلانیت می‌زنند، جز با زور تسلیم نمی‌شوند، و دانسته می‌شود که نیکان تا چه حد در اقلیتند.

Man and Woman

متن کاملتر این مقاله را در PDF زیر بخوانید؛ حجم آن کمتر از نیم مگابایت است.

Why Divorce

Π حرفِ اول و آخر:

● این وبسایت با هدف دیباگری و ترویج اصول انسانی ایجاد شده است.
● خواندن مطالب این وبسایت، مسئولیت آور است! زیرا انسان، مسئول دانسته‌های خویش است.
● این وبسایت، به قوانین کپی رایت پایبند است و هیچ مطلبی را از هیچ منبعی اقتباس نمی‌کند مگر با ذکر منبع.
● با کپی برداری و تغییر نام نویسنده و بازنشر مقالاتِ وبسایتها در وبلاگهای خود، وب فارسی را بی اعتبار نسازید!
● با استفاده از اینترنت و دیگر وسائل ارتباط جمعی، به فروش مواد آرایشی و محرک‌های جنسی نپردازید و بدانید که
_ چنین کارهایی، اثرات سوء و مخربی بر جامعه می‌گذارند و چنین شغلهایی، جز [جاکشی مدرن]، هیچ نامی ندارند!...

Chicken and Egg

TEA

Σ یک فنجان چای داغ

# تهیه، تدوین، نقد، تضمین و یا تألیف: دکتر نادر فراهانی ـ نیوزیلند.

Cup of tea

حکات زاهد و گوسفند و طررن ← کلیله دمنه ← باب البوم و لغراب.

□□□□□□□

زاهدی به جهت قربان گوسپندی خرید؛ در راه طایفه‌ای طرار او را بدیدند، طمع در بستند و با یکدگر پیمان کردند که زاهد را بفربد و گوسپند ببرند، پس یک تن به پیش او درآمد و گفت: ای شیخ، این گ کجا می‌بری؟
دیگری بیامد و گفت: شیخ عزیمت شکار می‌دارد که سگ در دست گرفته است؟
سوم بدو پیوست و گفت: این مرد در کسوت اهل صلاح است، اما زاهد نمی نماید، که زاهدان را با سگ معاشرت نباشد، و دست و جامه خویش از نجاست او صیانت واب دانند.

و از این نسق هر چیز می‌گفتند تا شکی در دل زاهد اوفتاد و با خود گفت: باشد که فروشنده‌ی گوسپند، جادو بوده و مرا چشمبند نموده! در جمله گوسپند را بنهاد و برفت؛ و طراران بگرفتند و ببردند.

▼ نگاه کنید به: کلیله و دمنه ► حکایت زاهد و گوسفند و طراران Ў


index

A cup of tea
free hit counters
1
up This website is hosted by Iran Host web hosting.
tans
tans
tans