WQ-En-logo
HomeMain MenuConditionTariffLibraryAboutContactpdf
WeQiu » Persian Cultural Journal. Last Update: 27 April, 2015
هرمنوتیک واژگان

بررسی ریشه و معنی واژه آتش و تغییرات آن

ΝΕ

■ منشأ واژه آتش و معنای آن

© برگرفته از آثار تحقیقی ـ ادبی استاد سید عامر هاشمی ــ 28 آگوست 2014

آتش

آتِر Χ آتِرخَشب Χ آتخَشب Χ آتَخش Χ آتش

● واژهٌ (آتش) خیلی ـ خیلی چرخیده تا به اینجا که هست رسیده است.
● (تِر ter)(= صاعقه) منشأ واژهٌ آتش است.
● (تِر) + مدیوم ← Ā (آتِر) نخستین نام (آتش).
● مدیوم Ā جز آنکه یک میانجی‌ست، یک وسیلهٌ مهم اسم ساز در زبان بشر است.

Π مثال برای مدیوم Ā :
مثال 1 ـ (تی)(= آنچه در بُعد زمان پیش آید):
Ā + (تی) ← (آتی = آینده).
مثال 2 ـ (خُوَندن xowand.an = خواندن):
Ā + (خُوَند = خواند) ← (آخُوَند = آخوند) = [کسی که خواندن بداند / خواننده / خوانندهٌ متون مذهبی].

گفتیم که: Ā + (تِر) = (آتِر) نخستین نام (آتش) است.
در همان ابتدا، شکل دیگری از (آتر) در شمال شرقی ایران (تقریباً دست نخورده) باقی ماند که (آذر Āzer) است.
عبارت (آذربایجان) در اصل [ آتِر پادتکان āter.pād.tak.ān ] بوده که تجزیه و ترجمهٌ آن به ترتیب زیر است:
(آتِر = آتش) + (پاد = ضد) + (تَک = حمله) + (آن = پسوند جمع) ← (ضد حمله به آتش) = (نگهبان آتش).

Π_ توضیحات:
1 ـ (پادگان) در اصل (پاد تَکان = ضد حمله) بوده است.
2 ـ (تَک) یک کلمهٌ آریائی و به معنای (حمله) است مثل (تَکان = حملات) و (تکاور = حمله آور).
3 ـ (پاتَک) در اصل (پاد تَک) و بمعنای (ضد حمله) است.
4 ـ (تَک) در زبانهای ایرانی و هند و اروپائی مشترک است و منحصر به فارسی نیست؛ مثل: Attack

● واژهٌ (تِر) که در زبان فارسی بکلّی متروک شده، قدمتَش به پیش از کوچ بزرگ آریائی‌ها بر می‌گردد؛ لذا این واژه ریشهٌ بسیاری از کلمات در زبانهای ایرانی و هند و اروپائی است. به چند نمونه از ترکیبات واژهٌ (تِر) توجه نمائید:

(تِریک ter.ik ) بمعنی (روشنائی صاعقه / روشنائی الکتریکی).
(تِرقه ter.aqe ) از ریشه (تِرَکه) بمعنی (انفجار کوچک / صاعقهٌ کوچک).
(تِریخ ter.ix ) بمعنی (عصبانی) یعنی (کسی که مانند صاعقه خشمگین باشد).
(تُرنج toranj)(آترنگ āter.rang) بمعنی (آتشین رنگ) نام میوه‌ای شبیه با نارنج.
(درنگ derang)(ترنگ terang) = (زمان اندک / به سرعت صاعقه / کوتاه / مختصر).
(درخت deraxt) از ریشهٌ (تر آخت) = [آنچه صاعقه موجب (بیرون آمدن یا) رویش آن شود].

♫_ در پیرامون نام درخت:

(درخت) از ریشه (تِرآخت) و از ترکیب (تِر + آخت) = [آنچه صاعقه موجب (بیرون آمدن یا) رویش آن شود].
این واژه در ایرانیک، بسیار با معناتر و گویاتر از لاتین است زیرا موجودیت و اساس پیدایش خود را توضیح می‌دهد و مثل Tree لاتین، به کلامی گنگ بسنده نمی‌کند؛ یعنی اگر این واژه (ایرانیک و لاتین) را به صورت (تراخت / تری) نوشته و مقایسه کنند، کاملاً دانسته می‌شود که هر دو از یک ریشه هستند، اما ترکیب ایرانیک آن گویاتر است و واژهٌ لاتین آن (یعنی tree) فقط بمعنای صاعقه است، و قیاس کننده ــ حتی اگر مطمئن گردد که مقصود از tree صاعقه است ــ باز هم نخواهد دانست که صاعقه چه نسبتی با اشجار دارد و در کشف این معنا، سرگردان خواهد ماند.

در ترکیب ایرانیکِ (درخت)، جز تبدیل (ت) به (د)، هیچ تغییری (در طول تاریخ) رخ نداده است، اما به احتمال قریب به یقین، tree کاملاً تخیف یافته است زیرا در دوران اولیه حیات بشر، زندگی آنقدر توسعه یافته نبوده و زبان نیز دارای ساختار و گرامر و جمله بندی نبوده، و یقیناً حرف زدن هم بصورت ساده و مانند کودکی که تازه بحرف آمده باشد رواج داشته است.
هرگاه شروع کنید به تجزیهٌ کلمات ساده، می‌بینید که نه فقط 95 درصد آنها مرکب هستند، بلکه نیمی از آنها از ترکیب سه یا چهار کلمهٌ ساده ساخته شده‌اند؛ مثلاً نام ایرانیک (دماوند) که بظاهر بسیار کوتاه و ساده است، از ترکیب سه کلمه ساخته شده؛ یا کلمهٌ (آتشفشان) از ترکیب شش کلمه پدید آمده است؛ و مهمتر اینکه ــ همهٌ کلمات ــ بدون واسطه و تلگرافی و از چپ به راست ترجمه می‌شوند؛ مثال:

اکنون یک کلمهٌ عربی مثل (جبرائیل) را انتخاب می‌کنیم، و می‌بینیم که از تجزیهٌ نام (جبرئیل) که ظاهراً عربی، و برخی نیز معتقدند که ریشه عبرانی دارد، چه نتایجی بدست خواهیم آورد:
توضیح اینکه: (جبرئیل)، نام یکی از فرشتگان مُقَرّب است که لقب (امین) دارد و همهٌ پیروان ادیان الهی (از حضرت نوح گرفته تا محمد صلوات الله علیه)، همه معتقدند که او فرشتهٌ وحی است.

الف: (جبرائیل) و (جبرئیل) و (جبریل) هرسه در عربی بکار می‌روند، و هرسه از ریشه (جبریل) هستند، و (جبریل) در اصل (گپریل) است که چون در الفبای عربی حروف (گ) و (پ) نیست، (جبریل) تلفظ می‌شود:
(گَپریل)(= گَپ + ریل)(= حرف زدن + واسطه) ← [اکنون باید نتیجه را از چپ به راست خواند]:
(حرف زدن + واسطه) ← (واسطهٌ + حرف زدن)(= واسطهٌ حرف) ← (= واسطهٌ وحی).

Π توضیح پیرامون واژهٌ گپ:
واژهٌ (گپ)(= Chat) در زبان بشر بمعنای (پر کردن درز و فاصلهٌ بعید و بزرگ) است؛ و در زبانهای ایرانیک بمعنای (حرف زدن و چت کردن) بکار برده شده و می‌رود؛ اما (گَب gab) در معنای (دروغ) و (گبور gab.or) درمعنای (پرحرف) بکار برده ‌شده [1]؛ بنابر این، اگرچه در لاتین نیز (جبرئیل را گابریل Gabriel) می‌نویسند، لکن این تلفظ از نظر ساختار زبان بشر غلط است زیرا حرف (ب) موجب تغییر مدار (گپ) می‌شود و آن را به حالت جامد تبدیل می‌کند. و از سویی، (گفت و گفتار) ایرانیکِ رایج نیز از ریشهٌ (گُپ) هستند، و همچنین در برخی زبانهای ایرانیک، (گُپ gop) بمعنای (مجموع گونه‌ها = دو سوی دهان) است.
به هر حال، در زبانهای ایرانیک، واژهٌ (گپ) در دو معنا بکار می‌رود:
1 ـ (گَپ gap)(= گفتگو) [که با فعل کمکی (زدن) بکار می‌رود] ← (گَپ زدن)(= گفتگو کردن).
2 ـ (گَپ gap)(= بزرگ) [که با فعل کمکی (کردن) بکار می‌رود] ← (گَپ کردن)(= بزرگ کردن).

Π توضیح پیرامون واژهٌ ریل:
(ریل) بمعنی میانجی و واسطه است، مثل: (ریل) در راه آهن یا (ریل) در ریال... و غیره.
● توجه داشته باشید که: (لیره Lira) [واحد پول برخی کشورها]، معکوس و مفعول (ریال) است. [2]

Α _ در مورد واژگان (گَب و گَبور)، رجوع کنید به زبان آلمانی. [توضیح اینکه واژهٌ (گپور gap.or) در ایرانیک بمعنای (آدم حراف) = (آدم پر حرف) است].
Β _ متأسفانه، هه هر مثالی بیاوریم، در آن مثال، پای کلماتی به میا می‌آید که نیاز به توضیح دارند؛ بنابر این، تا جای ممکن، باید از آوردن مثال بپرهیزیم، زیرا در غیر اینصورت، هر مقاله آنقدر به درازا می‌انجامد که نوشتن آن از فرصت نویسنده، و خواندن آن از حوصلهٌ خواننده بیرون می‌رود.

Ο _ ادامهٌ بررسی ریشهٌ واژهٌ (آتش):

کلمات ایرانیک بسیاری از جمله: [ آتش / آذر / آذرخش / درخشان / درخشنده / رخشان / رخشنده / رخش / دریدن / درنده / درخت / ترسیدن / ترکیدن / ترک خوردن... ] و همچنین کلمات انگلیسی مانند trick / electric / intrigue / tree و بسیاری ترکیبات دیگر از مشتقات واژهٌ آریائی فراموش شدهٌ (تِر = صاعقه) هستند.

به نظر ما، چرخش‌ها و انشعاب‌های واژهٌ (آتش) از زبان آریائی تا زبان ایرانیک به ترتیب زیر بوده است؛ فعلاً این روند را باختصار می‌آوریم و سپس هرگاه فرصتی دست داد، به شرح مشتقات واژهٌ (آتش) می‌پردازیم.

بازیافت واژهٌ آتش:
(تِر ter) در زبان آریائی بمعنی (صاعقه).
(خَشپ xaš.p) = (شب).
(آتِر ā.ter) نخستین نام (آتش)؛ آتشی که از صاعقه پدید آید (آذِر) ایرانیک.

نظریه ما پیرامون روندِ دگرگونی واژهٌ آتش:

Our theory on the evolution of the word fire

25 مارس 2012 _ ™

lightning

Π حرفِ اول و آخر:

● این وبسایت با هدف دیباگری و ترویج اصول انسانی ایجاد شده است.
● خواندن مطالب این وبسایت، مسئولیت آور است! زیرا انسان، مسئول دانسته‌های خویش است.
● این وبسایت، به قوانین کپی رایت پایبند است و هیچ مطلبی را از هیچ منبعی اقتباس نمی‌کند مگر با ذکر منبع.
● با کپی برداری و تغییر نام نویسنده و بازنشر مقالاتِ وبسایتها در وبلاگهای خود، وب فارسی را بی اعتبار نسازید!
● با استفاده از اینترنت و دیگر وسائل ارتباط جمعی، به فروش مواد آرایشی و محرک‌های جنسی نپردازید و بدانید که
_ چنین کارهایی، اثرات سوء و مخربی بر جامعه می‌گذارند و چنین شغلهایی، جز [جاکشی مدرن]، هیچ نامی ندارند!...

Chicken and Egg

TEA

Σ یک فنجان چای داغ

# تهیه، تدوین، نقد، تضمین و یا تألیف: دکتر نادر فراهانی ـ نیوزیلند.

Cup of tea

کس که اشتباهات تو را به خودت بگوید ولی بـه دیگران نگوید دوست واقعی توست.
کسی که اشتباهات تو را به دیگران بگوید ولی به خودت نگوید دشمن واقعی توست.

عامر هاشمی

راهکار سادهٌ شناخت و تشخیص دقیق دوست از دشمن:
● هرکس که عیب تو را فقط به خودت بگوید، او دوست واقعی توست.
● هرکس که عیب تو را فقط به دیگران بگوید، او دشمن واقعی توست.
و آنکس که عیب تو را هم بخودت بگوید و هم به دیگران، او بیطرف است زیرا نه دوست توست و نه دشمن تو.

ولی مراقب باش که اگر خودت را اصلاح نکنی، همان دوست واقعی (که عیب تو را فقط به خودت می‌گفت)، خسته می‌شود و ضمن آنکه عیبهای تو را به خودت خواهد گفت، به دیگران نیز خواهد گفت زیرا تحمل نگهداری اسرار گندیدهٌ تو را ندارد. و تو باید این را درک کنی که دوستانت، زباله دانی تو نیستند!


index

A cup of tea
free hit counters
1
up This website is hosted by Iran Host web hosting.
tans
tans
tans