WQ-En-logo
HomeMain MenuConditionTariffLibraryAboutContactpdf
WeQiu » Persian Cultural Journal. Last Update: 27 April, 2015
هرمنوتیک واژگان

هرمنوتیک چیست؟

ΝΑ

■ هرمنوتیک چیست؟

© برگرفته از آثار تحقیقی ـ ادبی استاد سید عامر هاشمی ــ 25 مارس 2012

Hermeneutics

راستش تا چند سال پیش، ما نیز این کلام را نشنیده بودیم و نمی‌دانستیم که (هرمنوتیک) چیست، تا هنگامی که شبی در مجلسی داشتیم برخی کلمات را تشریح و تفسیر می‌کردیم، یکی از دوستان [1] که در آن زمان دانشجو بود گفت: « در متد جدید، اینگونه تعبیر و تفسیر از تاریخ و زبان را (هرمنوتیک) می‌خوانند... »...
... و از آن پس بود که ما رفتیم از پی اینکه بدانیم (هرمنوتیک چیست؟).

همین گفته نشان می‌دهد که ما نیز مانند بسیاری دیگر، بدون آنکه نامی از (هرمنوتیک) شنیده باشیم، داشتیم به همان روش، واژگان را تعبیر و تفسیر می‌کردیم و نمی‌دانستیم!

به زبان ساده، هرمنوتیک شبیه به باستانشناسی‌ست، با این تفاوت که باستانشناسی با سنگ نوشته‌ها و کتیبه‌ها و آثار باستانی سر و کار دارد ولی هرمنوتیک با نوشته‌ها و حرف و گفت‌ها و نامها و نشانها.
و همچنانکه علم باستانشناسی می‌تواند در پی بردن به بسیاری حقایق در دورانهای گذشته و فراموش شده به بشر کمک کند، هرمنوتیک [2] نیز می‌تواند در فهم و درک متون و نوشته‌ها و حالات و سکنات و احساسات گذشتگان و مراد و مقصود آنان به بشر کمک کند. [اگرچه آنچه مهم است، خرد است، زیرا دانشمند بی خرد، از بهشت دوزخ می‌سازد].
بطور مثال، اینکه سعدی در دیباچه‌ی گلستان می‌گوید:

« ... بعد از تأمل این معنی، مصلحت آن دیدم که در نشیمن عزلت نشینم، و دامن صحبت فراخود چینم، و دفتر از گفتنهای پریشان بشویم، و مِن بعد پریشان نگویم:

زبان بریده بکنجی نشسته صُمّ بُکم ___ به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

تا یکی از دوستان که در کجاوه انیس من بودی و در حجره جلیس، برسم قدیم از در در آمد ... » ... ادامه Ў

این گفته نماد آنست که احتمالاً برخی کسان که در حضور سعدی کم آورده‌اند، به غیبتش گفته‌اند:
«... فلانی پترات [3] می‌گوید... ـ برو بابا... برو فکر پول باش و خونه... » و اینگونه نیش و کنایه‌ها که اکنون نیز بی‌هنران به غیاب هنرمندان [4] می‌گویند؛ لذا سعدی در اینجا به آن نیش و طعن‌ها اشاره دارد؛ وگرنه اگر او واقعاً معتقد بود که حرفهایش (پریشان گفتن است)، نه هرگز آنها را می‌گفت و نه می‌نوشت. و همین گلستان که اکنون در میان کتابهای همه‌گان هست، خود گواه آنست که سعدی، نه تنها به فضل و کمال خویش باور داشته، بلکه خویشتن را حکیمی فهیم می‌پنداشته است.

● پیش از آنکه به تعریف کلاسیک (هرمنوتیک) بپردازیم، بسا چند مثال ساده، مسئله را روشن‌تر کند:
هر کس وقتی این داستان موزیکال کودکانه را بشنود که «... گربه به دُمبه افتاد ـ سگ به شکمبه افتاد...» [5]، به وجهی از وجوه آن توجه می‌کند... اکنون ما بیش از هر چیز، این وجه را مورد توجه قرار می‌دهیم که (دست کم در آنزمان که این داستان گفته شده) غذای مورد پسند گربه، دُمبه بوده و غذای مورد پسند سگ، شکمبه بوده است؛ بسا امروزه چنین نباشد زیرا نوع تغذیه مردم فرق کرده، اما در دورانی چنین بوده است.
همچنین، از همین عبارت کوتاه، می‌توان نتیجه گرفت که در آن دوران، شکمبه را می‌انداختند دور تا سگها آن را بخورند؛ حال آنکه امروزه نه فقط آن را کاملاً مصرف می‌کنند، بلکه مقداری سویا نیز همراه با آن به چرخ گوشت می‌سپارند تا حجم آن دو برابر و حتی سه برابر شود و غذای افراد بیشتری را تأمین کند، و از این برایند، فرایندهای دیگری برمی‌آید که در این مبحث نمی‌گنجد...

یا مثلاً یکی می‌گوید: هرگز دنیا تا به این حد که امروزه هست، (نا امن) نبوده است.
و ما می‌گوییم: (نا امنی) همیشه بوده است ـ کم و بیش داشته ـ اما همیشه بوده است.
و او می‌گوید: نه ـ اینطور نیست.
و ما می‌گوییم: بله ـ همینطور است؛ و دلیلش هم این ضرب المثل است که گفته‌اند: « تخم مرغ دزد، شتر دزد می‌شود ». و ما این را می‌دانیم که دزدیدن تخم مرغ، تقریباً نهایت نا امنی است ـ یعنی باید نا امنی به درجات آخر برسد تا تخم مرغ نیز در معرض سرقت قرار گیرد... و بالاخره این نوع تعبیر و تفسیر از تاریخ یا زبان را (هرمنوتیک تاریخ یا هرمنوتیک زبان) نامیده‌اند؛ که ما آن را بزبانی ساده بیان کردیم و وانمود نکردیم که این دانش، دانشی پیچیده و چنین و چنان است، و بلکه معتقدیم که همگان واجد آنند، و اگرچه اندک، ولی حدودی از آن را (مثل هر علم دیگری) می‌دانند؛ مثلاً همگان بطور طبیعی روانشناسند و در یک حد متعارف، روان خود و دیگران را می‌شناسند؛ لکن در آن رشته، تخصص ندارند.

با توصیفی که عرض شد، هرمنوتیک، و هرمنوتیک واژگان، ممکن است بزودی بصورت یک رشته تحصیلی مستقل در دانشگاهها تدریس گردد، اما لازمه اشتهار در آن، فقط تحصیلات آکادمیک نیست بلکه بایستی شخص، خود نیز مستعد فراگیری آن باشد؛ یعنی قوه تعقل و تفکر لازمه را پیرامون آن داشته باشد.

هرمنوتیک (به فرانسوی: Herméneutique) به معنای خبردادن و ترجمه کردن و تعبیر کردن علم یا نظریه تأویل است. علمی که مسئله فهم متون و چگونگی ادراک و فهم و روند آن را بررسی می‌کند. این عنوان از قرنِ هفدهم بکار برده شد، اما در آغاز قرن نوزدهم با تلاش فکری فردریک اشلایر ماخر بطور عمومی رواج یافت...
▼ نگاه کنید به ویکی پدیا ► هرمنوتیک Ў

بطور مثال، تقریباً همگان کارتون [شرک یک] را دیده‌اند، لکن آن را فقط بعنوان یک تفریح و سرگرمی تماشا کرده‌اند؛ بنابراین، به نکات ظریف و دقیق آن پی نبرده‌اند؛ پس پیشنهاد می‌کنیم که یکبار دیگر آن را ببینند و به حرکات کاراکترها، و دیالوگ آنه به دقت توجه نمایند تا چه خواهند دریافت؟... توجه داشته باشید که بسبب استقبال از [کارتون شرک] کارتون شرک 2 ساخته شد، اما اینبار چون هدف از ساخت آن اقتصادی بود، از نکاتی که در [شرک یک] بود، در نسخه بعد اثری نبود!

■ ما، هرمنوتیک واژگان را بطور تصادفی در جهان بنیاد نهادیم.

© برگرفته از آثار تحقیقی ـ ادبی استاد سید عامر هاشمی ــ 25 مارس 2012

چنانکه عرض شد، ما از هرمنوتیک هیچ نمی‌دانستیم و همه چیز بطور تصادفی روی داد. سالها بود که ما داشتیم روی این پروژه کار می‌کردیم و بی آنکه بدانیم چه چیزی را بنیان می‌گذاریم، هزاران کلمه را شرحه شرحه نمودیم، اما در هیچ موردی تناقض ندیدیم ـ یعنی تمام اجزاء این پروژه، همدیگر را تصدیق می‌کردند؛ در این مدت (تقریباً بیست سال) حتی هرگاه اگر در مجلسی (بطور فی‌الداهه) شرع می‌کردیم به تشریح و تفسیر کلمات، حضار ه فقط تصدیق می‌کردند، بلکه با لغاتی که در ذهنشان تداعی می‌شد، ما را یاری می‌دادند ـ جز یک مورد که آن هم قبل از آنکه (برای نخستین بار) ما را ملاقات کند، پیشاپیش تصمیم گرفته بود که (به اصطلاح) ما را به زمین بزند؛ [ و او نمی‌دانست که ما اصولاً زمینی هستیم و ابداً قصد پرواز نداریم! ].
و ما در همان ابتدای بحث متوجه شدیم که منظور ایشان این نیست که چیزی بیاموزد یا چیزی را بیاموزاند، بلکه فقط قصد تکذیب دارد، این بود که حق انتخاب را به خودش دادیم و گفتیم: « هر کلامی که خودتان مایل هستید انتخاب کنید تا آن را تشریح کنیم »... و ایشان انتخاب می‌کرد و ما تشریح می‌کردیم، اما وقتی می‌دید که درست است، می‌گفت: « این شانسی بود...» و آخرالامر هم گفت: « اینها همه‌اش خیالات است ».

از آن زمان تا کنون که حدود هفت یا هشت سال می‌گذرد، [6] هرگاه که فرصتی دست می‌دهد و لغاتی را (در میان دوستان) تشریح می‌کنیم، در پایان می‌گوئیم: « اینها همه‌اش خیالات است » و می‌خندیم... و درست بر مبنای همین عبارت دلپذیر بود که تقریبا دو سال پیش تصمیم گرفتیم وبسایتی بنام (زبان مریخی) ایجاد کنیم و در آن به تشریح لغات بپردازیم.
نام (زبان مریخی) را به این سبب روی آن وبگاه نهادیم که حالت طنز بخود بگیرد و زیاد جدی گرفته نشود ـ آخر ما یک عمر را با این مصیبت گذرانده‌ایم و می‌دانیم که [سوای اولویت‌های دیگر]، کاخهای ذهنی دانشبران [7] را نباید یکباره ویران کرد... باید آنقدر صبور باشی تا بمیری ـ آنگاه دیگر وجود نداری تا با تو رقابت یا حسادت کنند ـ پس تو را دانشمند می‌خوانند. پس این اصل را هرگز فراموش مکن که: یک دانشمند بزرگ، دانشمند مرده است.

Hermeneutics

آیا هرمنوتیک یعنی اصول تفسیر کتاب مقدس؟

● در اروپای پس از رنسانس، ظهور آزادی بیان موجب شد تا برخی نویسندگان به تفسیر کتب مقدس روی آورند، این است که کلمه (هرمنوتیک) در اروپا بیشتر معنای (اصول تفسیر کتاب مقدس) را می‌دهد؛ حال آنکه در شرق و بخصوص در جهان اسلام، اگر یک غیر متخصص مبادرت به چنین امری کند، عمل او (تفسیر به رأی) نامیده می‌شود؛ و این در حالیست که (هرمنوتیک) مختص تفسیر کتاب مقدس نیست و شامل هر امری که مشمول گذر زمان گردد می‌شود، اما تفسیر کتب مقدس، فقط به عهده افراد مقدس است زیرا اگر یک فرد غیر مقدس، کتب مقدس را به بهترین شیوه تفسیر کند، کمترین اثری که بر جوامع خواهد داشت اینست که فرقه‌ای نو پدید آوَرَد، و در این میان، بشر بیش از آنکه سود ببَرَد، از پاره پاره شدن جامعه، زیان خواهد برد.

Ο _ ادامهٌ ماجرای هرمنوتیک واژگان:

در هر صورت ما آن وبسایت را راه انداختیم اما نه با نام (Martian Language) بلکه با نام (Martian Call) زیرا آن نام، قبلاً ثبت شده بود. اما آن وبسایت، بسی خشک، و خالی از جوش بود، و مردم در طلب سرگرمی!... و ما نیز به سبب انجام امور فرهنگی و همچنین اداره‌ی دو وبسایت دیگر، و نیز بسبب عدم استقبال مردم، رغبتی به ادامه‌اش نداشتیم، زیرا این « مستمع است که صاحب سخن را بر سر شوق آوَرَد »، این بود که دیگر به آن توجهی نکردیم و تا هنوز (پس از گذشت دو سال)، بدون هیچگونه تغییری به همان حال باقیست. [8]
اکنون در نظر داریم که محتوای آن وبسایت را در این وبگاه ادغام کنیم؛ [9] پس احتمال دارد که MartianCall را بزودی تعطیل کنیم و یا آن را به موضوع دیگری اختصاص دهیم.

علت اصلی آنهمه تأخیر در انتشار تزهای [هرمنوتیک واژگان و بنیاد اعداد آریایی و دستور زبان بشر] این بود که ما یکنفر بیش نبودیم و دغدغه امرار معاش نیز داشتیم، و از سویی پروسه‌های دیگری در دست تدوین داشتیم که مهمتر بودند و حالا فرصتی بدست آمده و امیدواریم که تا این فرصت باقیست بتوانیم آنها را عرضه کنیم... [10]

اکنون با این شرحی که عرض شد، اگر بخواهیم ابتدا پروژه (هرمنوتیک واژگان) را کامل و سپس آن را آپلود کنیم، باید سالها صبر کنیم زیرا اجرای چنین پروسه‌ای آسان نیست و ابداً معلوم نیست که سرانجام چند سال بطول خواهد انجامید؛ پس همینطور که هست، فی‌البداهه شروع می‌کنیم تا ببینیم به کجا می‌رسیم. [11]

● ما این را می‌دانیم که مبحث زبان فقط برای اهل زبان جذاب است نه برای همگان، و اهل زبان هم کسانی هستند که ذاتاً به زبان علاقمندند نه بخاطر آب و نان؛ مثلاً رشته‌ی تخصصی ما، برق و الکترونیک است اما به همان میزان، به کنکاش در زمین و آسمان علاقمندیم بطوریکه همیشه گفته‌ایم که: درازی روز، کم است و اجل همچون یوز در پی آدم است... اما گمان نمی‌کنیم که به عمر دراز نیز قانع می‌شدیم... اما ما این عمر را برای عیش و نوش نمی‌خواهیم بلکه می‌خواهیم بنشینیم به تماشای جهان، و بشری که بعنوان یک موجود هوشمند ولی نادان بر آن حاکم است، حال آنکه همگان می‌پندارند که از جمله‌ی دانایانند!

● نیم قرن پیش، وقتی که محصّل دبیرستان بودیم، هنوز سه چهارم مردم جهان سواد نداشتند؛ آنروزها گمان داشتیم که وقتی همه باسواد شوند، شناعت و جهالت، و حماقت و سفاهت از زمین برچیده می‌شود و بشریت به سعادت می‌رسد... اما بعدها دانستیم که خرد ربطی به سواد ندارد، بلکه بسته به ذات است، پس آموختنی نیست، پس خود نیز غلط می‌پنداشتیم، پس گواهیم که از جمله نادانانیم.
امروزه تقریباً همه باسواد شده‌اند و تکنولوژی هم بسی پیشرفته، اما جهالت نیز به همان میزان پیشرفته است بطوریکه در آخرین پدیده‌های تکنولوژی (یعنی اینترنت) چیزهائی مثل (مُهرهٌ مار) و همچنین آلات و ابزار و افکاری تبلیغ می‌شوند که صد رحمت به دوران جاهلیت... و جالب‌تر اینکه مشتریان چنین چیزهائی، همه تحصیل کرده و باسوادند نه افرادی چون من، بی‌سواد.
آنچه مسلّم است اینست که این تکنولوژی چندان سودی بحال بشر نداشته جز اینکه اگر تا قرنی پیش، جهان آرام بسوی فنا می‌رفت، اکنون سریع می‌رود... و این سرعت بقدری شدید است که اگر همین روال ادامه یابد و هیچ عاملی آن را تغییر ندهد، تا یک قرن دیگر همان بلائی بر سر بنی آدم خواهد آمد که بر سر دایناسورها آمد.

● در این شصت سال که گذشت، ما به همه‌ی علوم سرکی کشیدیم اما هیچکدام را سیر ندیدیم زیرا وقت تنگ است و آدمی در جنگ... علی ای‌حال ـ زبان ـ کم کشش‌ترین علوم است، پس نباید منتظر هجوم بود... اما عدم استقبال مُستقبلان را غمی نیست، زیرا ما بسی معشوق گرانمایه داریم که الباقی عمر را با آنان بسر آریم...

● زبان مثل نان است که فراوان است و ارزان ـ نان اگرچه اساس خوراکِ بشر است، اما قیمت آن از همه خوراکی‌ها کمتر است. و الماس از خواصَش نیست که گران است، بلکه از عنایتِ زنان است... در این جهان، هیچ چیز به ارزش [12] نیست؛ چنانکه (هوا) که موجب حیات است، مُفت است؛ اما (طلا)ی بی خاصیت، قیمتش هنگفت!...

نوشته شده در 15 آذر 89 ـ عامر هاشمی.
بازنویسی با اندکی ویرایش: 3 آذر 93 ـ عامر هاشمی.

cont

پانویس‌ها:

[1] ـ آقای سعید هادیان.
[2] ـ هرمنوتیک را در فارسی (زند شناسی) و (ریشه شناسی) و (پار شناسی) نامیده‌اند ولی هنوز نام واحدی بر آن ننهاد‌ه‌اند زیرا تا کنون توافقی همه جانبه در نامیدن آن حاصل نشده است.
[3] ـ (پترات patarāt) در زبان ایرانیک بمعنای (هذیان) است؛ و در زبان اردو بمعنای حرف زدن در خواب.
[4] ـ (هنرمندان)، کسانی هستند که همه چیز بدانند، نه فقط بازیگر یا خواننده باشند.
[5] ـ (دنبه) و (دنبال) شامل ابدال (م) به (ن) نمی‌شوند و غلط هستند.
[6] ـ هفت یا هشت سال پیش از سال 1389
[7] ـ واژۀ (دانشبران) را خودمان به فرهنگ این لغات افزوده‌ایم و مراد از آن کسانی هستند که هوش دارند ولی عقل ندارند؛ مثلاً فوق لیسانس دارند اما عقلشان تا چاشتگاه بیشتر برد ندارد، تا چه رسد به فردا.
[8] ـ وبسایت MartianCall.com سه سال پیش تعطیل شده است.
[9] ـ منظور، وبسایت PCForS.com است.
[10] ـ این وعده نیز مربوط به سال 1389 بود که عملی نشد.
[11] ـ این اقدام نیز در همان سال 1389 متوق شد.
[12] ـ (ارزش) یعنی ارزیدن به بهای خو و (ارزان) یعنی هر چیز که به بهای خود بیارزد؛ یعنی قیمت آن چیز، با ارزش آن چیز برابر باشد، نه آنکه ازش آ ک (و بمعنای امروزی، ارزان) باشد.

Hermeneutics

Π حرفِ اول و آخر:

● این وبسایت با هدف دیباگری و ترویج اصول انسانی ایجاد شده است.
● خواندن مطالب این وبسایت، مسئولیت آور است! زیرا انسان، مسئول دانسته‌های خویش است.
● این وبسایت، به قوانین کپی رایت پایبند است و هیچ مطلبی را از هیچ منبعی اقتباس نمی‌کند مگر با ذکر منبع.
● با کپی برداری و تغییر نام نویسنده و بازنشر مقالاتِ وبسایتها در وبلاگهای خود، وب فارسی را بی اعتبار نسازید!
● با استفاده از اینترنت و دیگر وسائل ارتباط جمعی، به فروش مواد آرایشی و محرک‌های جنسی نپردازید و بدانید که
_ چنین کارهایی، اثرات سوء و مخربی بر جامعه می‌گذارند و چنین شغلهایی، جز [جاکشی مدرن]، هیچ نامی ندارند!...

Chicken and Egg

TEA

Σ یک فنجان چای داغ

# تهیه، تدوین، نقد، تضمین و یا تألیف: دکتر نادر فراهانی ـ نیوزیلند.

Cup of tea

حکایت غوک و مار ← کلیله و دمنه ← باب الاسد و الثور.

آورده‌اند که غوکی در جوار ماری وطن داشت، و هرگاه غوک بچه کردی مار بخوردی. و غوک با پنج پایکی دوستی داشت؛ پس بنزد او رفت و گفت: ای برادر، تدبیری اندیش که مرا خصمی قوی و دشمنی مستولی پدید آمده است؛ نه با او مقاومت توانم کردن و نه از اینجا تحویل، که موضعی خوش است و بقعتی نزه؛ صحن آن مرصع بزمرد و مینا، و مکدل ببسد و کهربا:

آب وی،__ آب زمـزم و کوثر ___ خاک وی خاک عنبر و کافور
شکل وی ناپسود دست صـبا ___ شبه ی ناسپرده پای دبــوور

پنج پایک گفت: بر دشمن غالب توانا جز بمکر دست نتوان یافت؛ و فلان جای یکی اسوست؛ ماهی‌ئی چند بگیر و بکش، و از پیش سوراخ راسو تا جایگاه مار می‌افگن، تا راسو یکان یکان می‌خورَد، پس چون بمار رسَد ترا از جور او باز رهاند.

غوک بدین حیلت مار را هلاک کرد. روزی چند برآن بگذشت و راسو را عادت باز خواست، که خوگری از عاشقی بتر است.
باری، بار دیگر بطلب ماهی بر آن سمت برفت و ماهی نیافت، پس غوک را با بچگان جمله بخورد.
و این حکایت بدان آوردم تا بدانی که بسیار حیلت و کوششت، مر خلق را وبال گشته...

▼ نگاه کنید به: کلیله و دمنه ► حکایت غوک و مار Ў


index

A cup of tea
free hit counters
1
up This website is hosted by Iran Host web hosting.
tans
tans
tans