WQ-En-logo
HomeMain MenuConditionTariffLibraryAboutContactpdf
WeQiu » Persian Cultural Journal. Last Update: 27 April, 2015
بخش گفت و شنود

درباره شعر، مقصود از شعر، و معنا و مفهوم واژه شعر

ΝΑ

■ شعر یعنی چه؟ چطور می‌توان شعر گفت و چه مطلبی را می‌توان شعر نامید؟

# نویسنده و پاسخ دهنده: استاد احمد انصاری، با همکاری دکتر سید محمود هاشمی.

استاد سید عامر هاشمی، تعریف تازه‌ای از شعر دارند که البته این تعریف، از نظر خودشان تازه نیست، ولی دست کم نزد ما امروزی‌ها، تعریف تازه‌ایست؛ ایشان می‌گویند:

● (شعر) مترادف است با کلمه (Share) و هیچ معنائی جز این ندارد.
● (شعر) ≈ (شی‌ر) ≈ (Share) یعنی هر چیز که بطور عام المنفعه به اشتراک گذاشته شده باشد.

این (اشتراکِ عمومی) دو گونه است: طبیعی و مصنوعی:
(اشتراکِ طبیعی) شامل [زمان ـ مکان (یعنی زمین و آسمان) ـ ماده و معنا (بطور نامحدود)] است.
(اشتراکِ مصنوعی) شامل [زمانهای محدود، مکانهای محدود، مواد محدود و معانی محدود] است.

Υ (شعر)(≈ Share) یعنی ماده یا معنایی که بین همگان به اشتراک گذاشته شود.
Υ شرط هر چیز کــه بعنوان (شعر) قابل قبول باشد، این است که عام المنفعه باشد.

● اماکن و گذرگاههائی که مورد استفادهٌ عموم قرار دارند، (اماکن و شوارع عام) هستند.
● موادی مثل آب رودخانه‌ها که مورد استفادهٌ عموم قرار دارند، (شریعه / شرایع) هستند.
● اگر دو یا چند نفر در یک امر مادی یا معنوی اشتراک داشته باشند، (شریک) هستند.
● قوانینی که مورد قبول عامه باشند، (شرع / شریعت) هستند.
● کلمات و عباراتی که در میان عامه به اشتراک گذاشته شوند، (شعر) ≈ (شی‌ر) ≈ (Share) هستند.
● شرط هر چیز که بعنوان (Share) قابل قبول باشد، این است که عام المنفعه [1] باشد.
● اگر به اشتراک گذاشتن چیزی برای جامعه مضر باشد، آن چیز (شرّ) است.
● کلمات و عبارات مشروع، [خواه دارای وزن و قافیه باشند یا نباشند]، (شعر) هستند.

Υ (شعر) در زبان بشر بمعنای هر آن چیزی‌ست که به اشراک عامه نهاده شود.
Υ (شعر) یک اسم عام است ومی‌تواند نام هر چیزی باشد، و فقط مختص کلام منظوم نیست.
Υ اینکه (شعر) با (ع) نوشته می‌شود فقط یک تقلید است و تلفظ ایرانیک آن (šayr) است.
Υ آنچه در فارسی و عربی (شعر) نامیده می‌شود در واقع (نظم)یست که به اشتراک نهاده شده است.
Υ (نظمی) که به اشتراک ننهاده باشند، در حقیقت هنوز (شعر) نشده است.
Υ اگر کسی نظمی (هرچند موزون) بسراید و بگوشه‌ای بنهد، آن نوشته فقط یک نظم است، نه (شعر).

Π کلمهٌ (شی‌ر) = (شعر) = (Share) = (سرریز کردن) متعلق به زبان بشر است.
Π کلمهٌ عربیک (شرّ) ← (چَر = انحراف / انحطاط)، ریشهٌ فارسی دارد.

و علاوه بر نظریه بالا که از قول ایشان در برخی سایتهای دیگر درج شده بود، اینچنین ادامه دادند:

(شعر) بمعنای Poetry فقط در چند زبان دنیا (شعر) نامیده می‌شود که این کشورها، همه همسایه‌اند و معلوم است که اینها تحت تأثیر همدیگر، و یا متأثر از یک حکومت واحد مثل بنی عباس بوده‌اند:

1 ـ (شعر) بمعنای Poetry در زبان عربیک (شعر) است.
2 ـ (شعر) بمعنای Poetry در زبان فارسی نو (شعر) است.
3 ـ (شعر) بمعنای Poetry در زبان تورکی (شیر şiir) است.
4 ـ (شعر) بمعنای Poetry در زبان اوزبکی (شریات she'riyat) است.
5 ـ (شعر) بمعنای Poetry در زبان سواحلی (مشیری mashairi) است.
6 ـ (شعر) بمعنای Poetry در زبان اردو (شاعری) است.

یعنی (شعر) حتی در زبان تاجیکی که پارسیک است نیز (شعر) نیست بلکه (nazm) است؛ ولی مقصود ما این نیست که مثلاً اشعار فردوسی یا سعدی و یا مولوی (شعر) نیستند، بلکه آنها نیز (شعر) هستند زیرا هم مفید هستند و هم به اشتراک گذاشته شده‌اند؛ اما معنای (شعر) این نیست که فقط کلمات را مثل چرخ دنده جفت و جور کنند و آنها را چون عروس به عروض و قافیه بیارایند و بخورد مردم دهند، بلکه آنچه مد نظر است اینست که آن چیز باید (مفید + همگانی) باشد، مثلاً باغی که تبدیل به پارک شود و همگان مجاز به استفاده از آن باشند نیز خود (شعر) است.

شرط شـــعر بودن هر چیز ‹نه پسند مردم› بلکه مفید بودن آن به حال مردم است؛
اما چه کسی می‌تواند مفید بودن یا مُضر بودن یک امر را تشخیص دهد و تعیین کند؟

طبعاً در سنجش همه‌گانی بودن یا نبودن هر چیز، اختلافی نیست، زیرا ابزارهایی هستند که آمار و ارقام را نشان دهند؛ و در بدیهیات نیز اختلافی نیست، زیرا هیچکس در نیکی یا بدی آنها تردید ندارد؛ مثلاً همگان تأیید می‌کنند که (نجابت) نیک، و (نانجیبی) بد است، یا (درستکاری) نیک، و (تبهکاری) بد است، چنانکه حتی آنکه عمری را به روسپی‌گری گذرانده باشد نیز تصدیق دارد که (نجابت) نیکوست؛ اما آنچه در امر مُبهمات (مثل غذا بردن کودکان به دبستان، و یا آزادی تحصیل برای زنان بدون اجباری بودن خدمت سربازی آنان)، ایجاد اختلاف خواهد کرد اینست که: چه کسی مفید بودن یا مُضر بودن آن چیز را تعیین می‌کند و مشخص می‌کند فلان امر، در دراز مدت نتیجهٌ مثبت خواهد داشت یا منفی؟
بی‌تردید بسی دانایان هستند که بر تشخیص نتایج چنین اموری توانا و آگاهند، اما بنظر ما (در چنین مواردی نباید یک تنه زیر بار مسئولیت رفت) و جز به خود مردم نباید رجوع کرد زیرا لازم است آنان را (نه فقط در سود)، بلکه در زیان نیز شریک گردانید تا قدر عافیت را بدانند، وگرنه (بطور یکجانبه) مدیران را به سوء مدیریت متهم خواهند نمود؛ زیرا همیشه همین ابهامات بوده‌اند که در طول تاریخ بشر، موجب ادامهٌ اختلافات شده و خواهند شد.
مثلاً ما معتقدیم که حتی کارهای خصوصی مشروعی مثل (ریستن و معاشقه کردن) نیز نباید در ملأ عام انجام شوند زیرا نتایج سوء بر جامعه می‌گذارند، اما غربی‌ها دارند این کار غیر دموکراتیک را بنام دفاع از دمکراسی انجام می‌دهند و با آنکه نتایجش را هر آینه به عینه می‌بینند، اما باز همچنان به ادامهٌ آن اصرار می‌ورزند؛ و بسیار کسان نیز در میان ما هستند که بسبب اختلافاتی که با ما دارند، اعمال آنان را درست می‌پندارند، و پیروی از آنان را تجدد می‌شمارند...

Poetry

■ گفتگو پیرامون شعر:

اشعار، اَشکال گوناگون دارند؛ از زمین و آسمان گرفته تا آفتاب و ستارگان، و ابر و باد و باران، و چشمه و جوی، و کوچه و کوی، و کلمات و عبارات و اصوات، و نواهای دلکشی که به اشتراک همگان نهاده شده باشند، همه (شعر) هستند؛ و مختصر اینکه، هر چیز مفیدی که خصوصی نباشد و همگان مالک آن باشند (شعر) است؛ لکن آنچه مختص شخص خود باشد، شعر نیست اگر چه مفید باشد، و اگر چه در شکل و شمایل، مانند شعر باشد؛ بطور مثال، [ما] هنگامی که قرار بود (با همسرمان) ازدواج کنیم، (مانند همهٌ جوانان که بطور طبیعی به مرحلهٌ بلوغ جنسی می‌رسند)، کتابی سراسر نظم سرودیم، و نامی بر آن را نهادیم و بمناسبت تولدش به او هدیه دادیم. آن کتاب، شامل مجموعه غزلیات و رباعیات و اشعار نو بود؛ و چون تولد او در فصل خزان بود، غزلی بر مقدمه‌اش افزودیم که تیتر آن چنین بود: تقدیم به همسر عزیزم»، و پس از چند بیت، به این ابیات ختم می‌شد:

در فصل خزان و برگ ریزان ___ من خرمن گل بپات ریزم
در پای گل ار چه گل نریزند ___ تقدیم بـــه همسر عزیزم

اکنون آن خدا بیامرز نیست و چهارده سال است که به رحمت خدا رفته و چشم از ما فرو بسته است، لکن چکامهٌ بالا خصوصی‌ست؛ و اگرچه بسی موزون است، ولی (شعر) نیست، زیرا به اشتراک گذارده نشده است. اما ابیات زیر (که از مثنوی وصال هستند و در سال 1376 خورشیدی سروده‌ایم)، اگرچه چندان زیبنده و موزون بنظر نیایند، لکن شعر هستند زیرا آنها را برای استفادهٌ عامه سروده‌ایم و در اختیار همگان نهاده‌ایم:

مهر ورزیدَن ســــوای عاشقی‌ست
اکثراً خود از غلط یـــــــــا از رٍفاق
اشتیاق و جَذب هــم از حِکمَتی‏ست
مرد و زن مشتاق وصل همـــــدگر
مرد و زن مشتاق گشته در جمـــاع
خود نمی‏دانند کاین جَـــذبِ دَرون
لذّتی بنهــــــــــاده اندر این کُنِش
تا که مرد و زن بهــــم مایل شوند
پس تو این اسباب کــودک ساز را
این کنش گرچه بظاهر لذت است
تو بظاهر غرق لذت می‌شـــــــوی
عشق بر زن خــود همانا شایقی‌ست
عشق را گیــــــــــرند جای اشتیاق
حکمت آن بـــــــر تناسل مُتّکی‏ست
خود ز ســــــــرٍّ این محبّت بی خبر
بی خبر از حِــــــــــکمَت و رازٍ بقاء
خالقش بنهـــــــــــاده اندر اندرون
تا مجاهد گـــــردی اندر این خَلٍش
کودکان را در رحم حـــــامِل شوند
خود مَدان اسبـــــــابِ لذّت ای فتا
باطِناً مَقـــــــــصَد دوامٍ خلقت است
باطناً حمال خلقت می‌شــــــــــوی

▼ نگاه کنید به متن کاملتر این شعر Џ


þ و باز برای آن دسته از کسانیکه تصور نموده‌اند: مقصود ما مخالفت با (شعر و شاعریست)، این توضیح را اضافه می‌کنیم که منظور ما رد (شعر) نیست بلکه می‌گوییم: کلمهٌ (شعر) شامل تمامی ابعاد (زمان، مکان، مادّه، و معنا) است، مشروط بر اینکه (مفید بحال مردم باشند) و (مردم نیز همگان بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای مجاز به استفاده از آنها باشند)؛ و این شرایط، شامل (شعر بمعنای رایج) نیز می‌گردد؛ بنابراین، اگر گفتار یا نوشتار یا منظومه و یا هر چیز زیانباری، در میان مردم باب گردد، اگرچه آن چیز همگانی گشته باشد، (شعر) نیست زیرا (مفید) نیست؛ و مفید بودن یا مضر بودن هر چیز را در نهایت (زمان) تعیین و تأیید می‌کند.

Α عام المنفعه یعنی آنچه به سود همگان باشد؛ و اگر چیزی بسود یکی و بزیان دیگری باشد، آن چیز (زیان) است.

Share

Π حرفِ اول و آخر:

● این وبسایت با هدف دیباگری و ترویج اصول انسانی ایجاد شده است.
● خواندن مطالب این وبسایت، مسئولیت آور است! زیرا انسان، مسئول دانسته‌های خویش است.
● این وبسایت، به قوانین کپی رایت پایبند است و هیچ مطلبی را از هیچ منبعی اقتباس نمی‌کند مگر با ذکر منبع.
● با کپی برداری و تغییر نام نویسنده و بازنشر مقالاتِ وبسایتها در وبلاگهای خود، وب فارسی را بی اعتبار نسازید!
● با استفاده از اینترنت و دیگر وسائل ارتباط جمعی، به فروش مواد آرایشی و محرک‌های جنسی نپردازید و بدانید که
_ چنین کارهایی، اثرات سوء و مخربی بر جامعه می‌گذارند و چنین شغلهایی، جز [جاکشی مدرن]، هیچ نامی ندارند!...

Chicken and Egg

TEA

Σ یک فنجان چای داغ

# تهیه، تدوین، نقد، تضمین و یا تألیف: دکتر نادر فراهانی ـ نیوزیلند.

Cup of tea

حکایت زاهد و گوسفند و طراران ← کلیله دمنه ← باب البوم و لغراب.

زاهدی به جهت قربان گوسپندی خرید؛ در راه طایفه‌ای طرار او را بدیدند، طمع در بستند و با یکدگر پیمان کردند که زاهد را بفریبند و گوسپند ببرند، پس یک تن به پیش او درآمد و گفت: ای شیخ، این سگ کجا می‌بری؟
دیگری بیامد و گفت: شیخ عزیمت شکار می‌دارد که سگ در دست گرفته است؟
سوم بدو پیوست و گفت: این مرد در کسوت اهل صلاح است، اما زاهد نمی نماید، که زاهدان را با سگ معاشرت نباشد، و دست و جامه خویش از نجاست او صیانت واجب دانند.

و از این نسق هر چیز می‌گفتند تا شکی در دل زاهد اوفتاد و با خود گفت: باشد که فروشنده‌ی گوسپند، جادو بوده و مرا چشمبند نموده!
در جمله گوسپند را بنهاد و برفت؛ و طراران بگرفتند و ببردند.

▼ نگاه کنید به: کلیله و دمنه ► حکایت زاهد و گوسفند و طراران Ў


index

A cup of tea
free hit counters
1
up This website is hosted by Iran Host web hosting.
tans
tans
tans